الشيخ أبو الفتوح الرازي

21

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

امير المؤمنين على آمد كه جماعتى منافقان او را برنجانيدند . ضحّاك و سدّى و كلبى گفتند : مراد جماعتى متهتّكان بودند كه به شب بيرون آمدندى و دنبال زنان و پرستاران داشتندى ، چون ايشان به قضا حاجتى رفتندى انگشت در ايشان زدندى اگر بايستادندى مقصود خود از ايشان حاصل كردندى و اگر زجر كردندى ايشان را ، بگريختندى . زنان اين شكايت با مردان بگفتند مردان با رسول بگفتند ، خداى اين آيت فرستاد . * ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأَزْواجِكَ وَبَناتِكَ وَنِساءِ الْمُؤْمِنِينَ ) * ، آنگه حق تعالى گفت : اى پيغامبر بگو زنانت را و دخترانت را و زنان مؤمنان را : * ( يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ) * ، تا چادرها به خويشتن در پيچند و سر تا پاى به آن بپوشند تا از پرستاران پيدا شوند . و اين آنگه بود كه زنان آزاد و برده به يك زىّ و شكل بودندى ، خداى تعالى اين آيت بفرستاد تا زنان آزاد چيزى بكنند كه به آن مميّز باشند از بردگان . آنگه گفت : * ( ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ ) * ، آن نزديكتر باشد كه ايشان را به آن شناسند ( 1 ) نرنجانند ايشان را به گمان بردگى و پرستارى ، كه زنان آزاد در آن عهد اختيار زنا نكردندى از رشك . * ( وَكانَ اللَّه غَفُوراً رَحِيماً ) * ، و خداى آمرزنده و بخشاينده است [ 9 - پ ] . عبد اللَّه عبّاس و عبيده ( 2 ) گفتند : شكل آن است كه زنان را فرمود كه سر بپوشى ، و روى و يك چشم رها كنى كه به او مىنگرى . انس گفت : پرستارى به عمر خطَّاب بگذشت روى باز پوشيده عمر او را به درّه بزد و گفت : يا لكاع ! مانندگى مىكنى به آزادان ؟ آنگه گفت : * ( لَئِنْ لَمْ يَنْتَه الْمُنافِقُونَ ) * ، گفت : اگر چنان كه منافقان باز نايستند و آنان كه در دل ايشان بيمارى است از تهمت و ريبت و فجور ، يعنى ، زانيان . * ( وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ ) * ( 3 ) ، و ارجاف فگنندگان در شهر ، و آن جماعتى بودند كه چون سريّتى از صحابهء رسول به غزايى رفتندى ايشان خبر در افگندندى كه آن قوم

--> ( 1 ) - دا ، آج ، لب : ايشان را باز شناسند . ( 2 ) - دا : ابو عبيده . ( 3 ) - دا ، افزوده : اصل ارجاف ، افعال بود من الرجف ، و هو الاضطراب و الحركة ، يعنى ، خبرى فگنند كه مردم به آن مضطرب شوند .